ساعت سه و نیم در کلاس زبان مشغول خمیازه کشیدن بودیم که یکی از بچه ها جیغ
کشید و گفت:
خانوم گربه!!!!!!
خانوم که فارسی صحبت کردن رو ممنوع کرده بود گفت: no farsi”
و بعد که گربه رو دید بهش گفت پیشته و ما فهمیدیم که پیشته یک کلمه ی انگلیسی است
گربه هم که انگلیسیش خوب بود یک چیزایی دیگه ای به انگلیسی گفت و رفت
خانوم هم در ادمه داشت تاکید می کرد که به هیچ وجه نباید سر کلاس فارسی حرف بزنید.
دو دقیقه بعد همه با هم جیغ زدیم چرا که گربه هه از پنجره وارد کلاس شد که به کمک خانوم معلم از کلاس انداختیمش بیرون.چون به هر حال زبانش از همه ی ما بهتر بود.
در حال درس خوندن بودیم که جیغ کلاس بغل هم در اومد.خب بابا شاید می خواسته زبان یاد بگیره اما جیغ خود گربه هه هم در اومد.چون همه دنبالش می دویدند.خلاصه خوش گذشت.
بله.اصلا مگه ما گربه ها دل نداریم؟
خب پس گربه بهانه ای شده برای به هم ریختن کلاس
پیشته
اصلا فارسی را پاس بدارید
یعنی چی.تو خیابون هر کی گربه می بینه می گه پیشته پیشته
این به نظر من تاثیر ماهواره ها و عوامل مستکبر بیگانه است!!!
البته جدیدا محققان کشف کرده اند که... کیه؟! چیه؟!ها؟!
این محقق ها هم بیکارند بخدا
با تشکر
:)
هلیا از خانومتون بپرس که ما ایرانی ها یک گربه دیدیم و خواستیم او را از خودمون دور کنیم باید چی بگیم.
بعدم بپرس آیا کلماتی مانند : کیش کیش و چخه و یا بیاه بیاه کلماتی انگلیسی هستند یا چی؟
:)
باشه
دست گربه ها رو بگیریم از خیابون که می خوان رد بشن/با هم مهربان باشیم
:)
من فکر میکنم گربه کلاس شما رو با مدرسه موشها اشتباهی گرفته
سلام
خوبین
این پیشته هه رو خوب اومدی
شاد باشی ایشالله
آره دیگه گربه ه با کلاس بوده می خواسته بره خارج مگه اشکال داره
داشته رو زبانش کار می کرده:)
............. ¶¶ . . ¶¶¶ ..¶¶¶
. . . . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶
. . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶
. . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶
. . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶
. . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶
. . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶
.¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶
.¶¶¶¶¶ . . . . . ¶¶.´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
.¶¶¶¶¶¶¶. . . .¶¶. ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. ¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
. .¶¶¶¶¶¶¶ . ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
. . .¶¶¶¶¶¶. ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶
. . . .¶¶¶¶¶¶¶. . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶
. . . . . . . .¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . . ¶¶. . ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . .¶¶. . .´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´´´
سلام عالی بود.
مثل یه داستان خیلی کوتاه بود...
خوشحالم که گربه باعث شد قصه کوتاه قشنگی بنویسی دایی!
آخی چی پیشی های نازی ، با پیشی ها باید مهربون باشیم و اون ها رو گاز نگیریم
مگه بده؟ همه دارن پیشرفت می کنن پیشی ها هم می خوان پیشرفت کنن خب!
تازه من یه گربه ای دیدم که می ره دانشگاه!!! :)
هیشکی به گربه نمیگه: موش بخوردت
هنوز آدمهایی هستند که نمیفهمند گربهها سردشان میشود که میآیند توی راهپلهی خانهی زشتشان.